Portal_background_image

درس خارج فقه 93/10/09

درس خارج فقه استاد آيت الله دري نجف آبادي

سه شنبه 93/10/09

جلسه يکصد و سي و هشتم

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

(د) موضوع: بيع سلاح لأعداء الدين؛ سلاحهاي شيميايي (9)

موضوع بحث، بررسي حکم استفاده از سلاح هاي شيميايي، اتمي و کشتار جمعي از نظر اسلام و روايات خاصه است. از نظر اصول و کليات، به طور جداگانه بحث مي شود. سلاح هاي شيميايي و ميکروبي امروزي، مانند سم ريختن در آب در زمان هاي گذشته است. ممکن است بيماري هايي که امروزه در دنيا شيوع پيدا مي کند، از آلودگي هايي است که توسط بمب هاي شيميايي و ميکروبي به وجود آمده اند. برخي از آلودگي ها ميتواند روي نسل هاي آينده نيز تأثير بگذارد. در فرهنگ قرآن، استفاده از سم، آتش زدن و.. استفاده مي شود. سلاح اتمي، سوزاندن همه چيز از انسان ها و حرث و نسل است. بمب اتم دو بار در دنيا استفاده شده است: در هيروشيما و ناکازاکي. بعد از 70 سال از استفاده بمب اتم، از معلولان و مصدومان بمب اتم در ژاپن چيزي باقي نمانده است. بمب ها هنوز به زمين نرسيده منفجر شدند و از شدت حرارت مثل 1700 درجه و نيز شدت انفجار همه چيز حتي سنگ ها ذوب شد و در يکي از اين دو شهر نزديک به 260 هزار نفر سوختند. در اين جلسات حکم استفاده از سلاح اتمي از نظر شريعت مقدس بررسي مي شود.

باب 15 و 16 از وسائل ج 16 رواياتي در اين زمينه نقل شده است:

روايت ذيل در کافي نيز آمده و سند آن خوب، موثوق به و قابل اعتماد است:

محمد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن النوفلي، عن السكوني، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام: نهى رسول الله صلى الله عليه وآله أن يلقى السم في بلاد المشركين.

پيامبر (ص) نهي کرده است از اين که در بلاد مشرکين سم القاء شود.

اسماعيل بن ابي زياد سکوني از قضات عامه و از ارادتمندان امام صادق (ع) است و احاديثي که ايشان نقل مي کند احاديث جالبي است که اکثرا در مباحث قضاوت و.. است و نظر او اين است که اگر از امام صادق (ع) حديثي نقل مي کند به اميرالمؤمنين (ع) و رسول الله (ص) متصل مي کند. حسين بن يزيد نوفلي نيز دست پرورده ي سکوني است.

در بررسي دلالت روايت، ظاهر نهي، حرمت است؛ پيامبر يا حکم اوليه را بيان فرموده اند يا اين که حکم حکومتي فرموده اند که باز هم دليل بر حرمت است. تناسب حکم و موضوع به حرام بودن اقتضا مي کند چرا که سم ريختن در بلاد مشرکين و کشتن عده اي با سم است. از بين بردن آب و حيوانات و درختان و مردم، فساد حرث و نسل است و نهي پيامبر (ص) مبني بر حرام بودن است. پيامبري که رحم? للعالمين است، سم ريختن در بلاد مشرکين را مکروه نمي داند بلکه حرام مي داند. کلمه ي " نهي " دليل بر حرمت مي کند و بايد ادله ي قوي باشد که حمل بر کراهت شود. کلمه ي نهي دليل بر حرمت است و غير از کلمه ي لا تضرب است. در جملات گاهي صيغه نهي مي آيد و گاهي ماده ي نهي، که اين خود دلالت بر حرمت مي کند. ثانيا به تناسب حکم موضوع که القاء سم در بلاد مشرکين است، قبح عقلي و شرعي دارد و شارع مقدس، همان که عقل و عقلا مي گويند بيان فرموده است. مقتضاي حکم موضوع، حرمت القاء سم در بلاد مسلمين است.

برخي علما، از اين نهي استفاده ي حرمت و برخي استفاده ي کراهت کرده اند. از نظر ما، حکم اوليه شرع اين است که القاء سم جايز نيست. بمب هاي اتمي، شيميايي و هر نوع از بمب هاي ديگري که در اين رديف هستند را نيز شامل مي شود. سرعت انتشار گازهاي سمي و اتمي در استفاده از اين بمب ها چند صد برابر مي شود و باعث آسيب بسيار شديد و از بين رفتن محيط زيست و حرث و نسل مي شود.

روايت نقل شده، بدون ترديد دليل بر حرمت است. اين روايت قرائن فراواني دارد. سند آن قابل قبول است و با همين روايت مي توان فتوا داد. برادران اهل سنت، اين روايت را نقل کرده اند.

روايات مشابه و قرين اين روايت که آن را تأييد مي کنند زياد است. بنابراين مضمون روايت نيز مستفيض است.

در جلد 5 کافي شريف اين روايت آمده است. مرحوم کليني روايت بعدي را در جلد 15 و 16 تقطيع کرده است.

بَابُ وَصِيَّةِ رَسُولِ اللهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم وَأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه‌السلام فِي السَّرَايَا‌

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ النَّوْفَلِيِّ، عَنِ السَّكُونِيِّ:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ عليه‌السلام، قَالَ: «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه‌السلام: نَهى رَسُولُ اللهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم أَنْ يُلْقَى السَّمُّ فِي بِلَادِ الْمُشْرِكِينَ

روايت بعدي نيز روايت جالبي است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَبَّادِ بْنِ صُهَيْبٍ، قَالَ:

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عليه‌السلام يَقُولُ: «مَا بَيَّتَ رَسُولُ اللهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم عَدُوّاً قَطُّ»

پيامبر (ص)، بر هيچ دشمني شبيخون نزد. اسلام در جنگ با دشمن نيز، هنگام خواب سربازان دشمن، به آنان حمله نکرد. حتي در جايي آمده است که دستور به جنگ در بعد از ظهر مي دادند تا کساني که تلفات کمتر باشد و کساني که مجروح شده اند فرار کنند و لشکريان آسايش بيشتري داشته باشند. پيامبري که شبيخون نمي زد تا کسي غافلگير نشود يا تلاش مي کرد از ميان مشرکين نيز تلفات کمتري داده شود؛ نمي توان گفت چنين پيامبري، استفاده از سلاح اتمي را مکروه بداند. عملکرد بني اميه و خلفا را نبايد به پاي اسلام و رسول الله (ص) گذاشت. شيعه و مسلمانان بايد سرفراز باشند و از حيثيت و عظمت اين پيامبر مظلوم دفاع کند.

روايت اول که مرحوم کليني و مرحوم صاحب وسائل آورده اند:

عن القاسم بن محمد، عن المنقري، عن حفص بن غياث قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن مدينة من مدائن الحرب هل يجوز أن يرسل عليها الماء أو تحرق بالنار أو ترمى بالمنجنيق حتى يقتلوا ومنهم النساء والصبيان والشيخ الكبير والأسارى من المسلمين والتجار؟ فقال: يفعل ذلك بهم ولا يمسك عنهم لهؤلاء ولا دية عليهم للمسلمين و لا كفارة الحديث.

به نظر مي رسد سند دوم نيز موثوق به است. روايت دوم را تقريباً سني و شيعه از قول پيامبر (ص) نقل کرده و ظاهرا در اصل روايت ترديدي نيست. اين دستورات را ابوبکر نيز مي داد که مشخص مي شود از دستورات پيامبر (ص) به رزمندگان و سرايا بوده است:

حفص بن غياث از امام صادق (ع) پرسيد شهري از شهرهاي در حال جنگ با مسلمانان آيا جايز است که آب بر آن ها فرستاده شود يا آتش بر آن ها زده شود يا با منجنيق به آن ها شليک شود تا کشته شوند، در حالي که در ميان آنان زنان و کودکان و پيرمردان و پيرزنان و اسيران مسلمان و تاجران هستند؟ فرمود: مجاز هستند و به اين دلايل نمي توان از جنگ با اهل حرب خودداري کرد. مسلمانان نيز نبايد ديه و کفاره اي بدهند.

شيعه و سني در کتب خود مبحثي دارند: ولو تترسوا بالصبيان أو النساء

اگر زنان يا کودکان يا مسلمانان را سپر قرار دادند که به آن ها حمله نشود، بايد سپر را برطرف کرد تا دشمن اصلي را زمين گير کرد.

پس در درجه اول زنان و کودکان و.. نبايد کشته شوند. اگر در جايي زنان و کودکان را وسيله اي براي جلوگيري از جنگ قرار دادند، نبايد از جنگيدن خودداري کرد.

در ادامه اين روايت آمده است:

و سالته عن النساء كيف سقطت الجزية عنهن ورفعت عنهن؟ قال: فقال: لان رسول الله صلى الله عليه وآله نهى عن قتل النساء والولدان في دار الحرب إلا أن يقاتلن، فان قاتلن " قاتلت " أيضا فأمسك عنها ما أمكنك، ولم تخف خللا " حالا خ ل " فلما نهى عن قتلهن في دار الحرب كان " ذلك " في دار الاسلام أولى، ولو امتنعت ان تؤدى الجزية لم يمكن قتلها، فلما لم يمكن قتلها رفعت الجزية عنها ولو امتنع الرجال أن " منع الرجال فأبوا أن " يؤدوا الجزية كانوا ناقضين للعهد وحلت دماؤهم وقتلهم، لان قتل الرجال مباح في دار الشرك، وكذلك المقعد من أهل الذمة والأعمى والشيخ الفاني والمرأة والولدان في أرض الحرب، فمن أجل ذلك رفعت عنهم الجزية

چگونه جزيه زنان ساقط مي شود؟ فرمود: پيامبر (ص) از کشتن زنان و کودکان در دار حرب منع کرده است. مگر اين که آن ها نيز با شما بجنگند که در اين صورت تا جايي که ممکن است از جنگ با آن ها خودداري کن. اگر با آن ها جنگ کني خللي در جنگ به وجود نمي آيد.

بايد کانون اصلي فتنه را خاموش کرد. فرضا در موصل بايد به سراغ باند ابوبکر بغدادي رفت گرچه ممکن است زنان و کودکان را عليه جبهه حق تحريک کنند. کشتن زنان و کودکان براي لشکريان ننگ است.

در دار اسلام اولي است که زنان و کودکان و ... کشته نشوند. اگر امتناع کردند که جزيه دهند، مجوزي براي قتل آن ها نخواهد بود. (زنان و کودکان و کساني که جنگ بر آن ها نيست، جزيه ندارند.)

اگر مردان، از دادن جزيه امتناع مي کنند، ناقض العهد هستند و يا بايد جزيه بدهند، يا کشته شوند و يا اسلام بياورند.

در صدر اين روايت شريف اجازه ي آب و آتش و منجنيق فرستادن بر سر کفار و اهل حرب در حالي که در آن شهر، زنان و کودکان هستند و مثل سپر استفاده مي شود، داده شد. اين کار براي دفع شر دشمن است.

جمع بين اين روايت و روايت اول به اين است که اگر به صبيان و نساء و ... تعرض کردند مي توان با اين مانع برخورد کرد اما در درجه اول پيامبر (ص) استفاده ي از سم براي مقابله با کفار و مشرکين را نهي کرده است.

جمع اين است که حکم اول جواز نيست و حکم ثانوي اين است که اگر دفع شر دشمن که مدائني از مدائن حرب است، حمله با آب و آتش و منجنيق اشکال ندارد.

در ذيل اين روايت حاشيه اي از مرآت العقول مرحوم مجلسي آمده است: حمل علي ما اذا لم يمکن الفتح الا بها اين روايت در زماني که اضطرار باشد استفاده مي شود.

روايت 8 از کافي سند خوبي دارد:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ عليه‌السلام، قَالَ: «إِنَّ النَّبِيَّ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كَانَ إِذَا بَعَثَ أَمِيراً لَهُ عَلى سَرِيَّةٍ، أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللهِ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ فِي خَاصَّةِ نَفْسِهِ، ثُمَّ فِي أَصْحَابِهِ عَامَّةً، ثُمَّ يَقُولُ: اغْزُوا بِسْمِ اللهِ، وَفِي سَبِيلِ اللهِ، قَاتِلُوا مَنْ كَفَرَ بِاللهِ، وَلَا تَغْدِرُوا،

با نام خدا و در راه خدا بجنگيد، با کفار بجنگيد. غدر و حيله نکنيد.

در تاريخ ميرزاي جنگلي آمده است که رضاخان به افرادي از آن ها تأمين داد ولي خيانت کرد و آن ها را کشت. امروز اسرائيلي ها هر روز غدر مي کنند.

وَلَا تَغُلُّوا،

غل يعني خيانت در امانت است. يعني در بيت المال و.. خيانت نکنيد.

وَلَا تُمَثِّلُوا،

مثله نکنيد. در بحث استفاده از بمب اتمي و شيميايي و.. مثله نکردن دليل بسيار قوي براي تحريم آن است.

 وَلَا تَقْتُلُوا وَلِيداً، وَلَا مُتَبَتِّلاً فِي شَاهِقٍ، وَلَا تُحْرِقُوا النَّخْلَ، وَلَا تُغْرِقُوهُ بِالْمَاءِ، وَلَا تَقْطَعُوا شَجَرَةً مُثْمِرَةً، وَلَا تُحْرِقُوا زَرْعاً؛ لِأَنَّكُمْ لَاتَدْرُونَ لَعَلَّكُمْ تَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ، وَلَا تَعْقِرُوا مِنَ الْبَهَائِمِ مِمَّا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ إِلاَّ مَا لَابُدَّ لَكُمْ مِنْ أَكْلِهِ،

کودکان نابالغ، عبادت کننده اي که در صومعه اي مشغول عبادت است، نخل ها را آتش نزنيد. درختي را با آب غرق نکنيد، درختان ميوه دار را قطع نکنيد. زراعت را آتش نزنيد.

استفاده از بمب اتم باعث مي شود زمين تا چند صد سال، قابل زراعت نباشد.

اين روايت ذيل و حکمتي نيز دارد که ممکن است مشرکين و کفار مسلمان شوند يا اين که در آينده نياز باشد، خود مسلمانان از آن ها استفاده کنند. مگر اينکه ضرورتي ايجاب کند.

در عمليات مجنون رزمندگان اگر از راه عادي وارد مي شدند ضربه مي خوردند بنابراين مجبور به ساخت 13 کيلومتر پل براي عبور از حور شدند.

دست و پاي چهارپايان را قطع نکنيد شايد خود شما نيز نياز به استفاده از گوشت آن ها پيدا کنيد.

زماني که در حلبچه بمب شيميايي استفاده شد، انسان ها مانند برگ خزان روي زمين افتاده بودند. اسلام اجازه ي چنين کاري را نمي دهد.

در جلد دوم صحيح مسلم، کتاب الجهاد و السير رواياتي آمده است. غارت کردن و شبيخون زدن به دشمنان در مبحثي جداگانه آمده است. روايتي که در اصول کافي، تهذيب و.. نيز آمده است حديث 1731 صحيح مسلم است »

حدثني عبد الله بن هاشم واللفظ له حدثني عبد الرحمن يعني ابن مهدي حدثنا سفيان عن علقمة بن مرثد عن سليمان بن بريدة عن أبيه قال

قال کان رسول الله (ص) اذا امر اميرا علي جيش او سريه اوصاه في خاصته بتقوي الله و من معه من المسلمين خيرا

ثم قال: اغْزُوا بِسْمِ اللهِ، وَفِي سَبِيلِ اللهِ، قَاتِلُوا مَنْ كَفَرَ بِاللهِ، اغْزُوا وَلَا تَغلوا، وَلَا تَغْدِرُوا وَلَا تمثلوا، و لا تقتلوا وليدا و اذا لقيت عدوک من المشرکين فادعهم إلى ثلاث خصال

اگر با دشمنان روبرو شدي آن ها را به اسلام يا جزيه با جنگ دعوت کن.

أو خلال فأيتهن ما أجابوك فاقبل منهم وكف عنهم

 هر کدام از آن ها را اجابت کردند از آن ها قبول کن و دست از آن ها نگه دار.

ثم ادعهم إلى الإسلام فإن أجابوك فاقبل منهم وكف عنهم ثم ادعهم إلى التحول من دارهم إلى دار المهاجرين

اگر اسلام را نپذيرفتند مهاجرت کنند.

وأخبرهم أنهم إن فعلوا ذلك فلهم ما للمهاجرين وعليهم ما على المهاجرين فإن أبوا أن يتحولوا منها فأخبرهم أنهم يكونون كأعراب المسلمين يجري عليهم حكم الله الذي يجري على المؤمنين

اگر تسليم مسلمانان شدند، احکام و اختيارات و.. بر آن ها هست و اگر اهل ذمه شدند بايد کاملا وفادار باشند.

با وجودي که اين روايت، با روايات شيعه تفاوت هاي کمي داشت اما در چند حکم اوليه مشترک است. در سنن بيهقي و.. نيز آمده است.

تا اينجا با روايتي که راجع به سم و.. خوانده شد، استفاده مي شود که از نظر حکم اوليه اسلام طبق ادله خاصه القاء و کشتار با سم، اتش زدن و.. جايز نيست.

در کتاب جواهر جلد 21 صفحه 65 به بعد اين مبحث آمده است

نعم (يكره قطع الشجر و رمي النار وتسليط المياه إلا مع الضرورة)

کلام ايشان، "يکره "است. بيان ما در مورد آتش زدن و ... به نهي پيامبر (ص) باز مي گردد و حرام دانسته مي شود.

مرحوم صاحب شرايع القاء سم را حرام مي داند ولي محقق کراهت مي داند.

نعم قد يقال انه ظاهر في النهي عن القائه في البلاد، للاستلزامه غالباً قتل الاطفال و النساء و الشيوخ و من فيها من المسلمين و نحوهم ممن يحرم قتلهم صاحب جواهر جايز نمي داند. نظر ما اين است که القاء سم، قطع اشجار جز به ضرورت جايز نيست. اختلاف فتاوي فقها جاي خود را دارد که بايد بررسي شود.

موفق و پيروز باشيد.

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته


دسته بندی


    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

     

     
     

    مطالب ویژه




    آخرین اخبار شهرستان ها