Portal_background_image

درس خارج فقه93/10/08

درس خارج فقه استاد آيت الله دري نجف آبادي

دوشنبه93/10/08

جلسه يکصد و سي و هفتم

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

(د) موضوع: بيع سلاح لأعداء الدين؛ بررسي عبارات کتاب وسيله آسيد ابوالحسن اصفهاني (8)

بحث حکم وضعي بيع سلاح به دشمنان اسلام مطرح است. احتمال تفکيکي به اين نحو که اگر عقد معاطات باشد، محل اشکال است و اگر عقد به صيغه باشد اشکالي وجود ندارد و علت بلا اشکال بودن آن نهيي است که به صيغه تعلق گرفته است و منافاتي با صحت معامله ندارد. اما اگر معاطاتي باشد، نهي به نقل و انتقال تعلق گرفته است و اين نقل و انتقال بجهت تقويت دشمن و حتي هبه کردن آن حرام است. حتي صلح و اجاره و عاريه نيز جايز نمي باشد زيرا تقويت دشمن جايز نيست. با بيان عدم جواز تقويت دشمن واضح است که معامله باطل مي باشد.

بصورت کلي مي توان گفت هر اقدامي که موجب تقويت دشمن شود جايز نيست. همانطور که در باب خمر و ابزار لهو و لعب و باب بيع عنب گفته شد، در اينجا نيز جايز نمي باشد. چون عمل شخص مصداق تقويت دشمن است، حرام و معامله باطل است. حال با فرض عدم استدلال قطعي بر بطلان معامله، مي توان گفت اين مسأله جزء اختيارات حاکم اسلامي است و مي تواند آن را ممنوع اعلام کند. بنابراين تفصيل بين معاطات و غير آن موجه به نظر نمي رسد. اگر طبق ضوابط متعارف عمل شود مي توان "بعت و قبلت "را حرام کرد اما دليلي بر عدم انجام نقل و انتقال وضعي وجود ندارد، شراب ارزش مالي ندارد ولي سلاح ارزش مالي دارد و به خاطر تقويت کفار حرام است. وقتي چنين مسئله اي حرام است، انجام چنين معامله اي نيز حرام است. شراب ماليت ندارد و موجب بدمستي است و به اعتبار اين مسئله، معامله ي آن باطل است. در اينجا نيز به دليل تقويت کفار، هم حرام بوده و هم معامله اي واقع نمي شود. اگر نتوان از روي ادله اين موضوع را حرام کرد، اختيار آن به دست حاکم اسلامي است، ممنوع بودن معامله از اختيارات و حکم حکومتي مي شود و باطل بودن معامله، حکم شرعي آن است.

در کتاب وسيله مرحوم آسيد ابوالحسن آمده است:

بيع السلاح لاعداء الدين: يحرم بيع السلاح لاعداء الدين حال مقاتلتهم مع المسلمين

فروش اسلحه براي دشمنان دين در جايي که با مسلمانان در جنگ هستند، حرام است.

بل حال مباينتهم معهم بحيث يخاف منهم عليهم و يکون ذلک تقوي? لهم

بلکه در حال مباينه و تخاصم نيز جايز نيست به طوري که از کفار بر مسلمانان خوف وجود دارد و اين تقويت کفار است.

او قصد اعانتهم علي تقدير اعتبار القصد في حرمة الإعانة علي الإثم

در صورتي که قصد اعانت در اعانه بر اثم معتبر باشد نيز جايز نيست.

و في صور? قصد الاعانه يکفي حرمه العمل الذي کان البيع اعانه له

در صورتي که قصد اعانه باشد، همين که بيع، اعانه باشد بر حرمت کافيست.

و لا فرق بين بيع سلاح و غيره و قيام حرب و عدمه و کفر المشتري و ايمانه

در اين صورت، بيع اسلحه و غير سلاح و در حال جنگ يا غير جنگ نيز فرقي ندارد. مشتري چه کافر و چه مسلمان باشد و بيع، تقويت دشمنان اسلام و کساني که عليه مسلمانان اقدام مي کنند باشد فرقي ندارد و حرام است.

نظر شريف آسيد ابوالحسن مانند نظر امام (ره) نبود که در اختيار حاکم اسلامي بداند. ايشان به فتاوي علما و بزرگان ديگر نظر مي کند.

نعم، في حال هدنه معهم او زمان وقوع الحرب بين انفسهم و مقاتل? بعضهم مع بعض لاباس ببيعه لهم مع عدم القصد و الاعانه المحرمه خصوصا اذا کان في ذلک تقويه لمن لا يعاد المسلمين علي من يعاديهم و قد يجب تقويه مخالفه

در حال هدنه و جايي که قرارداد صلح وجود دارد، يا بين کفار و دشمنان جنگ وجود دارد، بيع سلاح به آن ها اشکالي ندارد، قصد وجود ندارد و نيز اعانت محرمه نيست، مخصوصاً اگر تقويت جبهه ي طرفدار مسلمانان نيز باشد. تقويت کردن آن ها که مخالف نيستند نسبت به آن ها که مخالفت بيشتري با مسلمانان دارند اشکالي ندارد. مخالفان دشمنان اسلام تقويت شوند.

و يلحق بالکفار من يعاد الفرقه الحقه من ساير الفرق المسلمه و يخشي عليهم اذا بيع السلاح لهم

از ساير فرق مسلمانان، کسانيکه با فرقه ي حقه ي شيعه مخالفت دارند، به کفار ملحق مي شوند. از آن ها ترسي وجود دارد که به آن ها سلاح فروخته شود.

و التعدي إلى قطاع الطريق وأشباههم لا يخلو من وجه، بل يمکن التعدي من بيع السلاح لأعداء الدين إلى بيع غيره لهم و لو مع عدم قصد الإعانه مما يكون سببا لتقويتهم على أهل الحق كالزاد والراحلة والحمولة ونحوها

قطاع الطريق، باغيان، خوارج و ... نيز ملحق مي شوند.

بيع غير سلاح نيز مصاديقي نظير نفت، تکنولوژي و تجهيزات نظامي و غير نظامي ديگر ولو قصد اعانه بر اثم نباشد اما به دليل تقويت دشمنان مسلمانان، اشکال دارد. تقويت کفار، تابع قصد نيست بلکه تابع واقعيت خارجي است.

در تحرير الوسيله امام (ره) بياني فرموده اند که تقريباً با بيان آسيد ابوالحسن مطابقت دارد و امام (ره) در اين مسئله اصلاحيه اي را بيان کرده اند که موکول به نظر ولي فقيه است.

 مسألة 11 - يحرم بيع السلاح من أعداء الدين حال مقاتلتهم مع المسلمين، بل حال مباينتهم معهم بحيث يخاف منهم عليهم، وأما في حال الهدنة معهم أو زمان وقوع الحرب بنى أنفسهم ومقاتلة بعضهم مع بعض..

 در سخن آسيد ابوالحسن اين جمله نيامده است.

فلا بد في بيعه من مراعاة مصالح الاسلام والمسلمين ومقتضيات اليوم، و الأمر فيه موكول إلى نظر والي المسلمين، وليس لغيره الاستبدال بذلك

امر موکول به والي مسلمين است و ديگران حق استبدال بر آن را ندارند.

و يلحق بالكفار من يعادي الفرقة الحقة من سائر الفرق المسلمة، ولا يبعد التعدي إلى قطاع الطريق وأشباههم، بل لا يبعد التعدي من بيع السلاح إلى بيع غيره لهم مما يكون سببا لتقويتهم على أهل الحق كالزاد و الراحلة و الحمولة و نحوها

از ميان ساير فرق مسلمانان، کساني که با فرقه ي حقه دشمني و عداوت دارند.

در مورد لزوم يا عدم لزوم قصد اعانه، به مسئله ي قبل باز مي گردد طبق نظر شيخ انصاري (ره) که مسئله سوم را ذيل مسئله قبلي آورده بود و در اين بيع، قصد اعانه را به خاطر روايات خاصه لازم نمي داند. نظر شيخ انصاري (ره) اين بود که اين مسئله خلاف قاعده است پس به قدر متيقن بسنده مي شود بنابراين، اسلحه ي آفندي را شامل مي شود. نظر شيخ انصاري، دائر مدار بر اين است که آيا صدق اعانه مي کند يا خير، در فروش اسلحه اين روايات خلاف قاعده است. قاعده اين است که قصد داشته باشد و الا اعانه صادق نيست. اما اگر نظر شريف امام (ره) پذيرفته شود موضوع بحث متفاوت مي شود و ارتباطي به قصد اعانه و.. ندارد بلکه مصداق تقويت کفار است و تقويت کفار به هيچ عنوان جايز نيست. تضعيف مسلمانان جايز نيست.

بحث بعدي در مورد خريد و فروش سلاح هاي کشتار جمعي نظير سلاح اتمي و ميکروبي و شيميايي و ... که آثار مخرب اجتماعي دارد، است. موضوع بحث در مکاسب محرمه خريد و فروش است. قبل از موضوع خريد و فروش، بحث استفاده مطرح مي شود و بايد بررسي شود که آيا استفاده حلال و مباح دارد يا خير. اگر استفاده ي حلال داشته باشد جايز بودن خريد و فروش آن بررسي مي شود.

در اين رابطه مقام معظم رهبري فتوايي داده اند و پيامي که به نخستين کنفرانس بين المللي خلع سلاح هسته اي و عدم اشاعه آن در 27 فروردين 89 چنين فرموده اند:

"به اعتقاد ما افزون بر سلاح هسته‌اي، ديگر انواع سلاح‌هاي کشتار جمعي، نظير سلاح شيميايي و سلاح ميکروبي نيز تهديدي جدي عليه بشريت تلقي مي‌شوند. ملت ايران که خود قرباني کاربرد سلاح شيميايي است، بيش از ديگر ملت‌ها خطر توليد و انباشت اين گونه سلاح‌ها را حس مي‌کند و آماده است همه‌ي امکانات خود را در مسير مقابله با آن قرار دهد. ما کاربرد اين سلاح‌ها را حرام، و تلاش براي مصونيت بخشيدن ابناء بشر از اين بلاي بزرگ را وظيفه‌ي همگان مي‌دانيم."

ايشان در اين بيان، سه نوع سلاح هسته اي، شيميايي و ميکروبي را مطرح کرده اند.

سلاح شيميايي و ميکروبي به عنوان سلاح هاي غير مجاز و مخرب در دنيا مطرح هستند. اگر اسرائيل از سلاح ممنوعه استفاده کند مي توان از او شکايت کرد و سازمان ملل موظف به پيگيري است.

مقام معظم رهبري کاربرد اين سلاح ها را حرام مي دانند و بيان مي کنند که همه بايد براي مصونيت بشريت از شر اين سلاح ها تلاش کنند.

در اين رابطه، روايات باب و روايات اهل سنت بررسي مي شوند در نتيجه به اين جا خواهد رسيد که استفاده از اين نوع سلاح ها قطعا از نظر اسلام قابل اشکال است.

باب 15، از کتاب جهاد وسائل الشيعه:

باب آداب أمراء السرايا وأصحابهم..

شيوه ي برخورد با نيروها و ياران آن ها:

روايت اول خيلي مربوط به بحث نيست. وقتي پيامبر (ص) گروهي را به عنوان سريه اعزام مي فرمود در حق آن ها دعا مي کرد.

دستورات بعدي که آمده است در بيانات نوراني امير المؤمنين (ع) و پيامبر اکرم (ص) ديده مي شود. اهل سنت و شيعه اين مسئله را نقل کرده اند:

وعنه، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن معاوية بن عمار قال أظنه عن أبي حمزة الثمالي، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: كان رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم إذا أراد ان يبعث سرية دعاهم فأجلسهم بين يديه ثم يقول: سيروا بسم الله و بالله وفي سبيل الله وعلى ملة رسول الله، لا تغلوا ولا تمثلوا ولا تغدروا ولا تقتلوا شيخا فانيا ولا امرأة ولا تقطعوا شجرا إلا أن تضطروا إليها...

وقتي پيامبر (ص) سريه اي را براي جنگ مي فرستادند، آن ها را فرا مي خواندند و به ايشان مي فرمود: به نام خدا و ياد خدا و در راه خدا و بر مل? رسول الله (ص)، حرکت کنيد.

غل و خيانت، مثله، غدر و نيرنگ نکنيد. پيرزنان و پيرمردان از کار افتاده و کودکان و زنان را نکشيد. درختي را قطع نکنيد مگر اين که مضطر شويد.

رزمندگان اسلام سراغ لشگريان دشمن مي روند، براي خرابي شهرها و روستاها نمي روند. يکي از دستورات مهمي که پيامبر در اين بيان فرموده اند، مثله نکردن است. اگر در ميدان جنگ اسيري گرفته شد، مثله نکنيد. پيامبر مسلمانان را از کاري که کفار قريش نسبت به حضرت حمزه (ع) انجام دادند را نهي مي کند.

منطقه ي تاجيکستان و سمرقند و بخارا، مدتي در محاصره بود. در يکي از روزهاي محاصره، تيري به دست آن ها رسيد که به آن ها امان داده شده بود. شايد يکي از سربازان مسلمانان، بخاطر خستگي از محاصره، چنين نوشته اي را به سمت شهر محاصره شده پرتاب کرد. بعد از مشخص شدن اين امان نامه، فرمانده مسلمانان، امان نامه را پذيرفتند و اهالي شهر محاصره شده، بعد از ديدن رافت و بزرگواري از فرمانده مسلمانان، اسلام آوردند. اين همان مسئله اي است که پيامبر (ص) در حجه الوداع فرمود: يسعي بذمتهم ادناهم و هم يد واحده علي من سواهم

سرباز مسلمانان به سرکرده ي کفار امان داد و امان او حرمت دارد. غدر به اين معناست که امان به دروغ داده شود.

وَ لَوْ لَا كَرَاهِيَةُ الْغَدْرِ لَكُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ وَ لَكِنْ كُلُّ غُدَرَةٍ فُجَرَةٌ وَ كُلُّ فُجَرَةٍ كُفَرَةٌ [1]؛

اگر غدر و مكر نكوهيده نبود من از زيرك‏ترين مردمان بودم، ولى هر نيرنگى معصيت است، و هر معصيتى نوعى كفر است.

اگر سلاحي ساخته شود که زن و کودک و پير و جوان را نابود مي کند، درختان را قطع مي کند و آب ها را مسموم مي کند، با دستورات اسلام سازگاري ندارد و جايز نخواهد بود.

روايت سوم اين باب مفصل تر است:

عن هارون بن مسلم، عن مسعدة بن صدقة، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: إن النبي صلى الله عليه وآله وسلم كان إذا بعث أميرا له على سرية أمره بتقوى الله عز وجل في خاصة نفسه ثم في أصحابه عامة ثم يقول: اغز بسم الله وفي سبيل الله، قاتلوا من كفر بالله، لا تغدروا ولا تغلوا ولا تمثلوا ولا تقتلوا وليدا ولا متبتلا في شاهق، ولاتحرقوا النخل، ولا تغرقوه بالماء، ولا تقطعوا شجرة مثمرة، ولا تحرقوا زرعا لأنكم لا تدرون لعلكم تحتاجون إليه، ولا تعقروا من البهائم يؤكل لحمه إلا ما لابد لكم من أكله

جنگ هاي پيامبر (ص) دو دسته هستند: غزوات (ج غزوه) که خود پيامبر (ص) به طور مستقيم فرماندهي آن را به عهده گرفتند و حدودا 26 غزوه بود. سرايا (ج سريه) که خود ايشان در آن شرکت نمي کردند و فرماندهي را به دست شخص ديگري مي سپردند.

 وقتي پيامبر (ص) اميري را بر سريه اي مبعوث مي فرمود به او اوامري مي دادند که اولين آن ها تقواي الهي شخص فرمانده و اصحاب او بود.

جنگ براي خدا و اعلان کلمه توحيد است. هر کس به خدا کفر مي ورزد با او بجنگيد. غدر، نيرنگ، خيانت و مثله نکنيد. نوزادان را نکشيد. کسي که در ارتفاعات، صومعه ساخته و مشغول راز و نياز با خداست را نکشيد. درختان نخل را آتش نزنيد. آب را بر درختان نبنديد. درختان ميوه دار را قطع نکنيد، زراعتي را به آتش نزنيد. حيواناتي که گوشت آن ها قابل خوردن است، عقار نکنيد مگر آن مقداري که مجبور شويد از آن ها بخوريد.

اگر به دستورات اسلام در جنگ با کفار و دشمنان اسلام، دقت شود، مي توان به راحتي فهميد استفاده از سلاحي که موجب از بين رفتن درختان و مزارع و حيوانات و کشته شدن کودکان و زنان و پير و جوان شود از نظر اسلام قطعا جايز نيست. فتواي تمام فقهاي شيعه نيز بر همين است. مسلمانان حق استفاده از سم در آب دشمن، سلاح شيميايي و هر نوع سلاحي که منجر به اين تخريب ها مي شود ندارد.

موفق و پيروز باشيد.

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

[1]. نهج البلاغه، خطبه 200


دسته بندی


    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

     

     
     

    مطالب ویژه




    آخرین اخبار شهرستان ها