Portal_background_image

نمازجمعه 1395/04/25

عفاف، عصمت، حجاب، تقوا، ورع بزرگترین سرمایه برای هر فرد، خانواده، دختر و پسر، هر ملت بزرگ و با عظمتی است. آن چه که در کارها مایه برکت است عفاف و حجاب و عصمت و تقواست.

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُلِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعِينُهُ وَ نُؤمِنُ بِه وَ نَتَوَکّلُ عَلَیه ِوَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِأَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِي اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنّ َمُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ (ص). اُوصيکُم عِبادَالله وَ نَفْسی بِتَقْوَی الله وَ اُخوّفکُم مِن عِقابِه؛

برادران و خواهران گرامی! همه شما عزیزان و نفس حقیر خودم را به تقوای الهی توصیه می کنم. برای همه عزیزان از ذات اقدس احدیت، آرزوی تحصیل تقوا، ایمان و اخلاص و حسن عاقبت را دارم. انشاءالله خداوند همه ما را در راه رضای خود و خدمت به بندگان و در راه بیداری و آگاهی و معرفت و در راه مجاهدت در راه حق، اخلاص و صفا برای خدمت و معرفت توفیق دهد تا بتوان ادای تکلیف و وظیفه کرد و سرانجام عمر ما تحصیل رضای خداوند متعال باشد.

در آغاز این خطبه در مورد عفاف و حجاب سخن می گوییم. در آغاز این خطبه روایتی از رسول اکرم (ص) خدمت شما عرض می کنم.

دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ فَقَالَ مَا هَذَا فَقِيلَ عَلَّامَةٌ فَقَالَ وَ مَا الْعَلَّامَةُ فَقَالُوا لَهُ أَعْلَمُ النَّاسِ بِأَنْسَابِ الْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا وَ أَيَّامِ الْجَاهِلِيَّةِ وَ الْأَشْعَارِ الْعَرَبِيَّةِ قَالَ فَقَالَ النَّبِيُّ ص ذَاكَ عِلْمٌ لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ ص إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْل‌ [1]؛ امام هفتم عليه السلام فرمود: چون رسول خدا (ص) وارد مسجد شد ديد جماعتى گرد مردى را گرفته‌اند فرمود: چه خبر است گفتند علامه‌ايست. فرمود: علامه يعنى چه؟ گفتند: داناترين مردم است بدودمان عرب و حوادث ايشان و بروزگار جاهليت و أشعار عربى. پيغمبر فرمود: اينها علمى است كه تا دانش را زيانى ندهد و عالمش را سودى نبخشد، سپس فرمود: همانا علم سه چيز است: آيه محكم، فريضه عادله، سنت پا برجا، و غير از اينها فضل است.

علامه واقعی کسی است که این سه ویژگی را دارد و هر چه بیشتر داشته باشد بهتر است. کسی که داستانها و انساب را می داند، حلال مشکلات نیست. یوسف خان گرجی 1327 اراک را درست کرده یا 31 تمام شده است. این چه مشکلی از مردم و جامعه حل می کند؟ امروز که در جامعه هزاران مسئله وجود دارد باید به مشکلات جامعه فکر کرد. مسائل امروز جامعه، آلودگی هوا و وضع معیشت مردم و ... است. این که اسکندر مقدونی چه خورده و فلان فرد در فلان تاریخ چه کرده است اهمیت چندانی ندارد. امیر المؤمنین (ع) در خطبه 193 نهج البلاغه می فرماید:

وَ هَلُمَّ الْخَطْبَ فِي ابْنِ أَبِي سُفْيَانَ

امروز جامعه گرفتار عمروعاص ها و بنی امیه ها، آل سعود ملعون، داعش، پژاک، دموکرات، منمافقین، صهیونیست ها، امریکا، برجام، هوای آلوده، ریزگردها، سرطان و بیماریها ست و باید به این مسائل توجه کرد.

پیامبر (ص) حکیم است و سخنان ایشان نیز حکیمانه است. ایشان فرمود: همانا علم سه چيز است: آيه محكم، فريضه عادله، سنت پا برجا، و غير از اينها فضل است.

علوم واقعی که برای بشر، حیات دنیا و آخرت و حیات طیبه نافع است و برای سعادت انسان ها منشأ برکت است، این سه علم است. همان طور که اگر آب نباشد زندگی نیست و اگر این سه علم هم نباشد زندگی بشر دچار اختلاف می شود.

گروه اول؛ اعتقادات حکیمانه، باورهای عمیق دینی است. اعتقاد به خدا، قیامت، پیامبر (ص) و اهل بیت و ائمه (ع) است. هر کجا شمعی از عشق اهل بیت (ع) در دل یک نفر زنده شده است او را سعادتمند کرده است.

 رشته ای در گردنم افکنده دوست / می کشد آن جا که خاطر خواه اوست

عشق مختصری از امام حسین (ع) در دل، این کیمیا را کیمیاتر می کند. یکی از اصول محکم اعتقادات راسخه است. این بسیار مهم است که زیربنا و پایه های اصلی و اساس نظام را تشکیل می دهد.

گروه دوم؛ احکام واجبه اسلام، شرع و دستورات اسلام، نماز، روزه، صله ارحام، خدمت پدر و مادر، حقوق مردم، امر به معروف و نهی از منکر و ... میدان وسیعی است.

سومین گروه، اخلاق کریمه و حسنه است. اخلاق حسنه بزرگترین سرمایه ی انسان است.

پس مساله اول اعتقادات است. دومین مسئله احکام نورانی اسلام است که روابط انسان ها با خدا، خود، خانواده و مردم ترسیم می کند. درختی که میلیاردها شاخه در همه جاست. ببینید هر فردی در جامعه چه ارتباطات وسیعی دارد و چقدر از او توقع وجود دارد. هزاران و میلیون ها روابط اداری و خانوادگی و حکومتی و دوستانه و ... وجود دارد. این روابط مانند کانال های ارزشمندی است که آب را به مقصد هدایت می کند. بشر با رابطه زنده است و نمی تواند بدون رابطه زندگی کند. اسلام می خواهد انسان این روابط را نیز از کانال های حق و عدالت و روابط عادلانه، خداپسندانه، حکیمانه و منطقی و بر مبنای دین و عدالت پیگیری کند. روابط گرگ و میش درست نیست.

سومین مسئله اخلاق کریمه است. پیامبر (ص) علم را در این سه چیز بیان کرده است. پیامبر (ص) تابلویی را ترسیم کرده که سه طبقه داشت: اعتقادات راسخه، اخلاق کریمه و اعمال صالحه. تاریخ شناسی و باستان شناسی و ... نهی نمی شود. این که افراد به دنبال باستان شناسی و تاریخ شناسی می روند تا از تاریخ و گذشتگان چیزی بفهمند، بد نیست. این هم یک امتیاز است ولی اگر کسی این مسائل را نفهمید اتفاقی برای جامعه اسلامی نمی افتد. در حالی که اگر اعتقادات درست وجود نداشته باشد همه چیز خراب می شود. اگر اخلاق حسنه و کریمه نباشد همه چیز خراب می شود. اگر روابط انسانی بر اساس اصول و مبانی و اعتقادات درست نباشد می بینید بشریت آسیب می بیند. امروز بشریت از نظر روابط اجتماعی و سیاسی این همه آسیب می بیند. هفتاد سال دوران جنگ سرد بود؛ شوروی و امریکا با یکدیگر درگیر بودند. اتحاد جماهیر شوروی و ناتو در آن زمان بودند. بعد از جنگ سرد، آرامش قبل از طوفان به وجود آمد و پس از آن مجددا درگیریهای دیگر در جهان به وجود آمد. اگر اتفاقی بیفتد به سادگی کنار نمی آیند. فرض کنید از طرف غرب به سمت بلغارستان و رومانی و ... جلو می آیند و شرق نیز به آن سمت موشک های خود را کار می گذارند. دعواهایی که در سوریه و پاکستان اتفاق می افتد، دعواهایی که قدرت ها در افغانستان ایجاد می کنند. در خود منطقه نیز همین طور است. اگر روابط انسان ها با یکدیگر بر اساس عدالت بود خوب بود. داور محکمه که بعد از جنگ دوم جهانی داور شده است مانند خان های قدیم روستاهاست. داور جهان، سازمان ملل و شورای امنیت و بان کی مون و ... است. یک روز می گوید عربستان تجاوزگر است و یک روز تکذیب می کند چرا که عربستان به آن ها پول ندهد از گرسنگی می میرند. داور، مانند ابوموسی اشعری و بدتر از آن هستند. در جریان قطعنامه 598 ایران محکم ایستاد تا این که عراق را محکوم کردند و یک کلمه گفتند صدام متجاوز بوده است. باز هم مسئله داشتند و هنوز هم مسائل حل نشده است. با وجودی که مردم، سپاه قدس و دیگران در عراق محبت و خدمت می کنند اگر ایران نبود چه بسا عراق سقوط می کرد و داعش عراق را اشغال می کرد. کمک ایران، کمک رهبری، آیت الله سیستانی همه در این که عراق سقوط نکند نقش داشتند. امروز نیز همین طور است ولی در عین حال مسائل هنوز به طور کامل حل نشده است.

اسلام یک تابلوی بسیار با عظمتی را برای صلاح، سعادت، صلح و همزیستی، صفا و صمیمیت، عدالت، معرفی کرده است. این تابلو سه زاویه بسیار روشن دارد: اصول اعتقادات بسیار قوی، حکیمانه و خداپسندانه، اخلاق کریمه اسلامی، عمل صالح و دستورات و قوانین و مقررات.

بجز این موارد، بقیه علوم فضل است. اگر سر سفره سالاد نباشد اتفاقی نمی افتد. اساس سفره به نان و غذاست. اگر انسان مساحت کره زمین و میزان آب ها و ... را نداند مشکلی نیست ولی اگر کسی مثل بنده وظیفه خود را نسبت به محیط طلبگی و طلاب و علما نداند عیب بزرگی است. این که کاسب یا مدیر یا مامور کلانتری و.. وظایف خود را بدرستی ندانند عیب بزرگی است. انسان باید این مطالب را بداند. بنده اگر ندانم در آمریکا چند مسجد وجود دارد مشکلی نیست ولی باید در اراک تعداد مساجد را بدانم و کمبودها و نواقص را اطلاع داشته باشم. رابطه هیئت امنا، خادمین، بسیج و امامت جماعت و مردم با یکدیگر چگونه است. بنابراین اسلام آمده است و اصول کلی که اصول علم و ایمان و حکمت و رمز گشای سعادت انسان هاست برای انسان ها بیان کرده است. اسلام در همین سه محور اعتقادات، اخلاقیات و اعمال خلاصه می شود. قرآن نیز همین گونه است. یکی از اخلاقیات، اعمال و وظایف بسیار مهم، بحث عفاف، پاکی و پاکدامنی و عفاف مالی، سیاسی، اقتصادی و ناموسی و اخلاقی است. مفهوم عفاف بسیار با عظمت است و خود یک جهاد بزرگ و مقدسی است و برای همه نیز واجب است. زن و مرد، پیر و جوان، اداری و بانکی، آخوند و سید ندارد و برای همه لازم است.

در مورد عفاف، عظمت و قداست و ارزش آن در فرهنگ دینی چند روایت می خوانیم. حیا و عفاف با یکدیگر آمیخته است. اسلام دین حیاست. البته اسلام، حیا را به دو دسته ی حیای عقل و حیای حمق تقسیم می کند. حیای عقل مورد قبول اسلام است. اگر انسان ها لباس خود را درآورده و در جامعه ظاهر شوند، جامعه به بازار حیوانات شبیه می شود. انسان باید حیای ظاهری و باطنی داشته باشد: گوش و چشم و زبان، فکر و منطق او باحیا باشد. حیا در روابط مالی، اجتماعی و خانوادگی سرمایه بزرگی است.

امام صادق (ع) فرمودند:

قَالَ الْحَيَاءُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ الْإِيمَانُ فِي الْجَنَّةِ[2]؛ حيا از ايمان است و ايمان در بهشت است (پس شخص با ايمان با حياء در بهشت است).

یکی از شاخه ها و ثمرات و برکات ایمان، یکی از نمادهای ایمان حیاست. خود ایمان، روح پاکی، نجابت، عفت و تقوا و فضیلت است. وقتی این روح بر بدن فرمانفرمایی می کند، آثار این روح پاک و پاکیزه در اعضا و جوارح انسان پیداست. اگر مؤمن واقعی که یکی از نشانه های آن حیاست، جایگاه او بهشت است.

در حدیث دیگری امام صادق (ع) فرمود:

الْحَيَاءُ وَ الْعَفَافُ وَ الْعِيُّ أَعْنِي عِيَّ اللِّسَانِ لَاعِيَّ الْقَلْبِ مِنَ الْإِيمَانِ[3]؛ امام صادق (عليه السلام): حيا و پاكدامنى و كُند زبانى ـ نه كُند دلى ـ از ايمان است.

العی یعنی این که انسان زبان خود را مدیریت کند تا زبان لغو و هرزه و بی ادب نباشد. هر چه به دهان او آمد نگوید. ایمان این آثار و برکات را دارد.

امام باقر يا امام صادق (عليه السلام): قَالَ الْحَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبه[4]؛

امام باقر يا امام صادق (عليه السلام): حياء و ايمان در يك رشته و همدوش همند چون يكى از آن دو رفت ديگرى هم مي رود.

عفاف و حیا نور ایمان و زبان پاک و پاکیزه اثر ایمان هستند.

امام صادق (ع) فرمود: لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَه[5]؛ ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.

کسی نمی تواند ادعای مسلمانی و ایمان بیاورد ولی زبان و چشم و گوش او، شکم او حیا نداشته باشد و به حرام آلوده شده باشد. این چه ایمانی است که آثار آن در وجود انسان نباشد.

زمانی که قرآن داستان دختران حضرت شعیب و داستان موسی کلیم (ع) را نقل می کند انسان لذت می برد. حضرت موسی (ع) از مصر فرار کرد و به شهر مدین رسید. آن قدر در این مدت علف بیابان خورده است که پوست بدن او به سبزی گراییده بود. این پیامبر اولوا العزم خداست که در بیابان، گیاهان بیابان را خورده است ولی ما انسان های عادی، از خدا توقعات بیجا داریم. در کنار بندر عقبه در کنار چاه ایستاد و برای دختران شعیب آب کشید و گوسفندان آن ها را سیراب می کند و دست خود را به سمت آسمان بلند می کند و می گوید:

رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقيرٌ [6]؛ «پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!»

امیر المؤمنین (ع) در نهج البلاغه می فرماید:

و اللّه ما سئله إلاّ خبزا یأکله[7]؛ به خدا قسم چیزی جز قرص نانی که بخورد از خدا نخواست.

ما فکر می کنیم موسی کلیم هیکل تنومند و بازوهای قوی داشت در حالی که طبق توصیف امیر المؤمنین (ع)، او نحیف و لاغر بود. قرص نانی به اندازه کف دست می خواست و از خدا این طور خواست. دختران شعیب آمدند:

فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشي‏ عَلَي اسْتِحْياءٍ [8]

ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت.

دختر شعیب که تجلیل های خدا را نمی دانست. خداوند هم موسی کلیم (ع) را و هم دختر شعیب را تجلیل می کند. این دختر هر نامی داشت مهم نیست چه بسا همسر موسی کلیم شد. یک مجسمه، حیا، تقوا و عصمت و پاکی و نجابت، خداترسی و ورع نزد موسی (ع) آمد. آیا در جامعه ما نیز همین طور است. دختر شعیب با حیا راه می رفت و نزد موسی آمد. پس از آن که خدمت پدر رسید تشخیص دقیقی داد و موسی کلیم را انسانی امین و قوی تشخیص داد:

قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمينُ [9]؛ یکی از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسی را که می توانی استخدام کنی آن کسی است که قویّ و امین باشد (و او همین مرد است)!»

قوت انسان به هیکل درشت نیست چرا که موسی (ع) در آن زمان لاغر اندام و نحیف بود. به یکی از وزرا گفتم ما از وزارت خانه شما اسب لاغر دونده می خواهیم و گاو چاق بخور نمی خواهیم. گاو چاق یا باید گوشت آن بدرد بخورد و یا این که شیر دهد اما در روز میدان، اسب لاغر به کار آید نه گاو پرواری.

در بسیاری از ادارات، انسان هایی با هوش، زحمتکش، فعال، با بهره وری بالا و مدیران دلسوز لازم است که باید به جای 14 ساعت، 48 ساعت بدوند و با یک نان قرص جوین بسنده کنند نه این که در سفرهای تفریحی و ... وقت بگذرانند. همین ها می خواهند اقتصاد مقاومتی را عملیاتی کنند که در این صورت اقتصاد مقاومتی به جایی نمی رسد. این اقتصاد شکم چرانان می شود. اقتصاد مقاومتی همت بلند، مردان میدان کار، انسان های سخت کوش و فداکار و مالک اشترها و ... را می خواهد. نه این که انسان های باشند که پاداش ها و حقوق و مزایای آن ها هر روز اضافه می شود و حقوق های نجومی می گیرند. این ها نمی توانند اقتصاد مقاومتی را پیاده کنند.

عفاف، عصمت، حجاب، تقوا، ورع بزرگترین سرمایه برای هر فرد، خانواده، دختر و پسر، هر ملت بزرگ و با عظمتی است. آن چه که در کارها مایه برکت است عفاف و حجاب و عصمت و تقواست.

فکر نکنند کسانی مدرک تحصیلی گرفته اند و امروز دنیا و آخرت را فتح کرده اند. عفاف و حجاب و عصمت و تقوا سرمایه های اصلی هستند. بنابراین بنده به عنوان یک برادر کوچک ضمن تشکر، تقاضا می کنم سرمایه عفاف، حجاب و عصمت و تقوا، ارزش های متعالی اسلامی را حفظ کرده و پاسداری کنیم و به فرزندان خود نیز آموزش داده و الگوسازی کنیم. نباید تحت تأثیر افراد فاسد، منحرف، تبلیغات دروغین دشمنان اسلام و قرآن قرار نگیریم. باید جامعه ما را عصمت و عفاف و حیا و تقوا صیانت کند. این ها سدهای محکم جامعه است و نباید اجازه داد این سدهای محکم بشکند و دشمنان به این سدها نفوذ کرده و آسیب برسانند که در این صورت همه چیز ما آسیب خواهد دید.

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ * وَ لَمْ يَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ

 

 

 

 

خطبه دوم

الْحَمْدُلِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعِينُهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَسْتَهْدِيه ِوَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِأَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِي اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنّ َمُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ انْتَجَبَهُ لِوَلَايَتِهِ وَ اخْتَصَّه ُبِرِسَالَتِهِ وَ أَكْرَمَهُ بِالنُّبُوَّةِ أَمِيناً عَلَى غَيْبِهِ وَ رَحْمَةً لِلْعَالَمِ. اُوصيکُم عِبادَالله وَ نَفْسی بِتَقْوَی الله و اُخوّفکُم مِن عِقابِه

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، سید المرسلین وَ امام المتقین وَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلِّ عَلَى عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ [الزَّهْرَاءِ] سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَیِ الرَّحْمَةِ وَ إِمَامَیِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَصَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ عَلِیِ ّبْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ الْخَلَفِ الْهَادِی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلَى عِبَادِکَ وَ أُمَنَائِکَ فِی بِلادِکَ. اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍکَریمَة، تُعِزُّ بِهَا الاِسْلامَ وَاَهْلَهُ، وَ تُذِلُ ّبِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ، وَ تَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِکَ، وَ الْقادَةِ اِلى سَبیلِکَ

عزیزانم، برادران و خواهران گرامی مجددا همه شما عزیزان و نفس حقیر خودم را به تقوای الهی توصیه می کنم. میدان زندگی میدان جهاد و مبارزه برای همه ماست. از روز اول که خداوند انسان را آفریده است، میدان عظیم تلاش، بلا و ابتلا و محاسبه و ... دایر بوده و هست. میدان، میدان مبارزه و مجاهدت و فداکاری و تلاش در راه حق است. انسان ها نیز به دو دسته تقسیم می شوند. دسته ای انسان های حق شناس و حق پرست و مسئولیت پذیر که برای خدمت و مجاهدت آماده اند و دسته ی دیگر، افراد بی تفاوت و سهل انگاری که عمر خود را به بطالت و سهل انگاری از بین می برند و هنگام مرگ خسر الدنیا و الاخره می شوند. هنر ما، هنر شما عزیزان، هنر نظام اسلامی، نماز جمعه و ماه رمضان این بود که ما را در راه خدا و اولیای خدا با خدا نزدیک تر کنند. در این میدان جهاد و اجتهاد ما را تقویت کنند و کفه ایمان و اعتقاد ما مورد عنایت قرار بگیرد. کفه ی استقامت و صبر ما در برابر سختی ها تقویت شود. باید بتوان جریان حق را یاری کرد و با جریان باطل و کفر و شرک و نفاق مبارزه کرد. امروز نیز همین طور است. تا ابد نیز همین گونه است. تا زمانی که انسان هست، سفره بزرگ دنیا سفره ی جهاد و اجتهاد و فداکاری و حق شناسی و حق پرستی و مجاهدت در راه خداست. آفرین بر برادران و خواهرانی که صحنه زندگی را درست درک کنند. جبهه زندگی را درست تشخیص بدهند، در دام هوا و هوس نیفتند، اسیر و برده ی دنیا و شهوات آن نشوند. خدا را فراموش نکنند، خودشان را با دنیا گره نزده و اسیر آن نشوند. از بند اسارت دنیا آزاد شوند. اسلام دنیا را بد نمی داند

بلکه دنیای بد، دنیایی است که انسان را از یاد خدا غافل کند. اسلام دنیا را وسیله تقرب الی الله می داند. وسیله برای قدرت و عزت و شوکت و خدمت می داند. اسلام می گوید اسیر دنیا نشوید و از قید دنیا آزاد باشید. وابسته به دنیا نباشد و دنیا را برای خدا و آخرت بخواهید. خودتان را برای دنیا نخواهید و به دنبال جمع مال و ثروت و غفلت و غرور و جهالت نباشید که سرانجام آن خسارت در دنیا و آخرت است. جوانان عزیز، دخترخانم ها و آقاپسرها، بزرگترها و کوچکترها همه هوشیار باشند. باید راه برای همه ترسیم شده و شفاف سازی شود. همه باید حواس خود را جمع کنند و بدانند که کجا آمده اند و به کجا می روند و هدف چیست. بنا نیست انسان سرگرم دنیا باشد بلکه دنیا پل عبوری در راه آخرت است. بنده این عرایض را به خودم نیز عرض می کنم. بنده به دعاهای شما و عنایات خدا و توجهات ولیعصر محتاج هستم. هر کس از خدا کمک بخواهد خدا عنایت می کند. خدا را در همه حال فراموش نکنیم. در همه کارها باید گفت: لا حول و لا قوه الا بالله

ایام نورانی شهادت عموی بزرگوار پیامبر (ص)، حضرت حمزه سید الشهدا (ع) است. داستان جنگ احد داستان بسیار دلخراش و اسفباری است. به خاطر نافرمانی که رزمنده های اسلام انجام دادند و تنگه احد را رها کردند و دشمن مسلمانان را دور زد. از عقب جبهه به مسلمانان هپحمله کردند. دندان پیامبر (ص) شکست. امیر المؤمنین (ع) مجروح شد و شاید 90 زخم بر بدن داشت. 70 نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند و در راس آن ها وجود نورانی حضرت حمزه سید الشهدا (ع) بود. یاد شهدای احد را گرامی می داریم و خدمت امام زمان (عج) و پیامبر (ص) تسلیت عرض می کنیم. دلهای ما در احد و بقیع و مدینه و در کنار مزار مطهر خاتم انبیا محمد بن عبدالله (ص) است. آل سعود وهابیت تکفیری اگر خیال می کنند با تخریب قبور ائمه بقیع و شهدای احد و تخریب آثار اسلامی و جنایاتی که مرتکب می شوند و با ازدواج ننگین سیاسی با منافقین و صهیونیست ها انجام می دهند فکر می کنند موفق هستند، مطمئن باشند که هرگز طرفی نخواهند بست: وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ [10]؛ آنها که ستم کردند به زودی می دانند که بازگشتشان به کجاست!

قطعا خداوند انتقام خون مظلومان را از جنایتکاران آل سعود و مزدوران آن ها خواهد گرفت. این ها در تاریخ اولین ظالم نبوده و آخرین هم نخواهد بود. صدام و عمروعاص و بنی امیه از این ها قلدرتر بود ند. وقتی بنی العباس مسلط شدند حتی در یک سوراخ اسمی از بنی امیه و وابستگان آن به گوش نمی رسید. این ها هم همین طور خواهند شد و قطعا به سرنوشت گذشتگان خود دچار می شوند. (دعا)

ایام وفات حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) را گرامی می داریم. یاد این محدث بزرگ را که از اصحاب 5 امام است را گرامی می داریم. از همین جا به ساحت مقدس حضرت امامزاده حمزه، امامزاده طاهر و عبدالعظیم حسنی عرض سلام و ادب می فرستیم و دعای خیر می کنیم و منتظریم که انشاءالله مشمول دعای خیر ایشان قرار بگیریم.

هفته ی بهزیستی و تأمین اجتماعی نیز داریم. از برادران و خواهران تأمین اجتماعی تشکر می کنیم که در استان با تمام وجود خود تلاش می کنند تا خدمات خوبی را ارائه دهند. امیدوارم با همت بلند برادران و سازمان تأمین اجتماعی شاهد سلامت بیشتر، بهداشت بیشتر، ارتقای سلامت و بهداشت مخصوصاً در قشرهای کارگری و خانواده های محترم آن ها باشیم و تا آن جا که ممکن است باید هزینه های کارگران و مردم کاهش پیدا کرده و خدمات و کیفیت آن باید افزایش پیدا کند. این هنر نیست که هزینه های مردم و کارگران و معلمان و شاغلان و ... را اضافه کنند. هنر اضافه کردن هزینه های نابجا نیست. هنر در اقتصاد مقاومتی کاهش هزینه ها، افزایش راندمان، افزایش کیفیت، ارتقای خدمات و بهره وری است. بنده به عنوان یک طلبه از همه عزیزان در سراسر کشور می خواهم. بهداشت و درمان هم همین طور باشد. هزینه ها را اضافه نکنند. خدمات خود را بهتر کنند. برخی کارها که اتفاق می افتد در نماز جمعه سخنی نمی گوییم. کادرها، خدمه و پرستارها و ... همه می توانند دلسوزانه کار کنند و عاشقانه خدمت کنند. مبادا مسئولین فکر کنند که از مردم طلبکار هستند. بلکه ما خدمتگزار مردم هستیم. مبادا رابطه ما با مردم رابطه طلبکارانه باشد البته گاهی برخی مردم توقعات بیجا دارند که جای خود را دارد اما اساس این است که ما خدمتگزاران مردم هستیم. در تمام ادارات، ارگان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی، تأمین اجتماعی، بهداشت و درمان و ... همه خدمتگزاران امین، صادق دلسوز و شایسته باشند. سهل انگاری، غفلت و سمبل کاری گناه است.

امیدواریم هم بهداشت و درمان و هم سازمان تأمین اجتماعی و هم بهزیستی و سایر نهادها و ارگان ها در حدی که وسع دارند با صداقت و خلوص و صفا خدمتگزار باشند. آن هم با کاهش هزینه ها شکل می گیرد. جامعه ما تحمل اضافه کردن هزینه ها را ندارد. هنر این است که انسان از سود خود بزند و کیفیت کار را بالا ببرد. بالا بردن سود و کم کردن کیفیت ظلم است. در شرایط فعلی باید همه با کم قانع باشند. منبری و مداح نیز همین طور باشد. هزینه باید کم شود و راندمان و خدمت ارتقا پیدا کند. همه در هر شغلی که هستند باید در اقتصاد مقاومتی خدمت بهتر، زحمت بیشتر، بهره وری بالاتر و هزینه کمتر و کیفیت بهتر باشند. خدمات آن قدر کیفیت داشته باشد که دنیا تحت تأثیر قرار بگیرد.

روایت های زیادی با این مضمون توسط شیعه و سنی نقل شده است

رسول اکرم خاتم انبیا محمد بن عبدالله (ص) یک قبری را می بستند. فرمودند:

إِنِی لَاَعْلَمُ أنَّهُ سَیَبلَی وَ یَصِلُ إِلَیهِ البَلاءُ وَ لَکِنَّ اللهَ یُحِبُّ عَبداً إِذَا عَمِلَ عَمَلاً أحکَمَهُ [11]؛

من می دانم که این قبر به زودی فرسوده می شود و می پوسد؛ ولی خدا بنده ای را دوست دارد که چون کاری انجام دهد، آن را درست و استوار به انجام برساند.

کسی می خواهد برای بیماری، آنژیو انجام دهد. باید مراقب باشد که کدام رگ گرفته است و آن را باز کند. می خواهد پای کسی را عمل کند بداند کدام پا را عمل کند. نمونه ها زیاد است و متأسفانه کم نیست. البته بنده به شخص خاصی نظر ندارم. بنده نیز در طلبگی خود باید کارها را به درستی انجام دهم. این وظیفه همه ماست و قطعا خداوند کمک می کند و امیدواریم خداوند از همه ما راضی و خشنود باشد.

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ

 


[1]. اصول کافی، ج 1، ص 32 باب فضل العلم

[2]. الكافي، ج 2، ص 106، باب الحياء

[3]. الكافي، ج 2، ص 106، باب الحیا

[4]. همان

[5]. همان

[6]. قصص، 24

[7]. نهج البلاغه، خطبه 160

[8]. قصص، 25

[9]. قصص، 26

[10]. شعرا، 227

[11]. وسائل الشیعه، ج 3، ص 230.


دسته بندی

مسئول سایت


    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

     

     
     

    مطالب ویژه