Portal_background_image

نماز جمعه 1395/04/04

شهید بهشتی معمار قوه قضاییه و معمار قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

خطبه اول

الْحَمْدُلِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعِينُهُ وَ نُؤمِنُ بِه وَ نَتَوَکّلُ عَلَیه ِوَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِأَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِي اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنّ َمُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ (ص). اُوصيکُم عِبادَالله وَ نَفْسی بِتَقْوَی الله وَ اُخوّفکُم مِن عِقابِه

برادران و خواهران عزیز! همه شما عزیزان و نفس حقیر خودم را به تقوای الهی توصیه می کنم. در این ماه شریف که ماه تقواست برای همه از خداوند آرزوی توفیق تقوا، معرفت و حسن عاقبت را دارم. خداوند تبارک و تعالی بر انسان منت گذارده و او را به عنوان برترین موجودات این عالم خلق فرموده است. خداوند می توانست عالم وجود و طبیعت را خلق نکند، کره زمین، ماه و خورشید و انسان و ... را خلق نکند. خداوند فیاض علی الاطلاق است، خداوند رحمان و رحیم، ستار العیوب، کریم علی الاطلاق است. مقتضای کرامت، تفضلات، ربوبیت و ذات اقدس احدیت این است که عالم وجود و طبیعت را خلق کند. ما انسان های دو پا را نیز در عالم خاکی خلق کند و زمینه را برای تکامل انسان فراهم کند. زمستان، خاک و باغ و بوستان خشک است، بهار همه جا گلستان و زیبا می شود. گلهای زیبا می روید، سرسبز و با نشاط و با طراوت می شود. خداوند می توانست همه کره زمین را بیابان لم یزرع قرار دهد ولی لطف خدا ایجاب کرده است که کره زمین، مزین شود تا در سایه ی آن انسان زندگی کند. خداوند همه این نعمات را برای انسان قرار داده است و انسان را نیز برای خود آفریده است. در حدیث شریف قدسی نیز آمده است:

خَلَقْتُ الْأَشْیآءَ لِأَجْلِک، وَ خَلَقْتُک لِأَجْلی؛ تمام اشیا را برای تو و تو را برای خود آفریدم[1].

خداوند تبارک و تعالی یک هدف بسیار بزرگ و با عظمتی را برای خلقت انسان داشته است که او را برای خود آفریده است؛ عبودیت، اطاعت، ولایت و محبت، تلاش در راه خدا، رسیدن به مقام بندگی و تقرب هدف است. خداوند این بستر را برای تعالی انسان فراهم کرده است. سپس به این مقدار اکتفا نکرده است. به خود انسان، عقل، وجدان، فطرت، روح، قلب و احساسات، تمایلات، شعور و آزادی داده است. هزاران نعمت به ما داد است تا راه را از چاه تشخیص دهیم، در مسیر درست حرکت کنیم. به این مقدار نیز اکتفا نکرده است. ورای تمام نعمت هایی که خداوند در درون ما قرار داده است نعمت پیامبران را فرستاده است. طبق روایات، معروف این است که 124 هزار پیامبر برای هدایت بشر فرستاده شده اند. در قرآن کریم نام 26 پیامبر بیشتر نیامده است. در برخی جاها اشاره دارد که پیامبران دیگری نیز بوده اند. 5 نفر از پیامبران، اولوالعزم هستند؛ حضرت نوح شیخ الانبیا، ابراهیم خلیل، موسی کلیم، عیسی مسیح و حضرت خاتم انبیا محمد بن عبدالله (ص) است. این پیامبران عظیم الشان نیز مانند معلمان، انسان را آموزش داده اند تا به آخرین نفر یعنی خاتم انبیا محمد بن عبدالله (ص) رسیدند. مواعد الهی، باران رحمت مادی و معنوی الهی، عقل، فکر و شعور انسان، قلب و احساسات انسان و نیز هزاران چراغ هدایت برای انسان قرار داده است و راههای خیر و صلاح و سعادت را نیز به او نشان داده است تا با اراده، آزادانه و با انتخاب، راه درست را انتخاب کند. هدف این است که انسان به کمال، قله های تقوا و ولایت و فضیلت برسد. هدف این است که انسان که از خاک کم ارزش آفریده شده است انسان با ارزش تربیت شود. هدف این است که انسان به تعالی و تکامل برسد؛ سلمان ها، مقدادها و عمارها ساخته شوند. عباس ها و زینب ها، علی اکبرها درست شود. همان طور که یک باغبان، درختان مختلف کشت می کند تا میوه ی مرغوب بدهد و از آن مراقبت می کند، باغبان بزرگ باغ انسانیت می خواهد انسان به ثمر بنشیند. بنابراین، اسلام عزیز، قرآن کریم، پیامبر اسلام و اهل بیت عصمت (ع)، همه برای این آمده اند که انسان را تربیت کنند و از این انسان کم ارزش و ضد ارزش و فاسد، انسانی شایسته، لایق و با فضیلت و کمال تربیت کنند. انسان اگر تربیت نشود، گاهی از هر گرگی درنده تر است چرا که حیوانات هر چقدر درنده هم باشند، سازنده ی بمب های اتمی و شیمیایی و سلاح کشتار جمعی و ... نیستند و حداکثر با چنگال خود یک نفر را می کشد. هیچ حیوانی نمی تواند بمبی را بسازد که بتواند یک شهر را نابود کند. حیوانات تکنولوژی و تمدن ندارند و با غریزه کار می کنند. نوع زندگی ببر و شیر و آهو از ده هزار سال پیش تا ده هزار سال بعد _اگر انسان نسل آنها را منقرض نکند _تفاوتی ندارد. انسان، قدرت، اراده، عقل و فکر و مغز دارد و می تواند فرهنگ و تکنولوژی و فناوری های نوین ایجاد کند و کارهای بزرگ انجام دهد. خداوند زندگی دنیا را هدف نهایی انسان نمی داند. زندگی دنیا وسیله ای برای آخرت است. هدف نهایی تقرب الی الله است. هدف نهایی، عبودیت و بندگی خداست. وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ [2]؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!

بنابراین خداوند همه انسان ها را برای این آفریده است تا به مقام عبودیت و بندگی برسند. اگر انسان به آن قله ها رسید سعادتمند می شود و اگر نرسید شقاوت مند می شوند.

قرآن کریم در مورد منافقین می فرماید:

إِنَّ الْمُنافِقينَ فِي الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصيراً [3]؛ منافقان در پایین ترین درکات دوزخ قرار دارند و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت!

اگر کسانی منافق و خائن بودند و در مسیر بندگی خدا حرکت نکردند، در درک اسفل جهنم هستند. انسان های فاسد و خطاکار و آلوده به گناه هیچ راهی جز جهنم ندارند، راهی جز خسارت همیشگی برای آن ها نیست؛

وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ* إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ[4]؛ سوگند به عصر. که انسانها همه در خسران و زیانند. مگر افراد و اقلیتی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده و به صبر توصیه نموده اند.

همه انسان ها در ضرر و زیان هستند؛ عمر، جوانی، فرصت ها، زندگی، عقل، سرمایه ها و ... از دست می رود مگر کسانی که ایمان به خدا بیاورند و عمل صالح انجام داده و یکدیگر را به حق و صبر تواصی کنند.

ماه شریف رمضان المبارک، فرصتی نورانی است تا انسان جایگاه خود را بداند و از این فرصت ها استفاده کند. خداوند در این ماه دهها راه قرار داده تا انسان به آن هدف برسد. این ماه، نعمت بزرگی است که خداوند به ما داده است؛ جزء رحمت های واسعه و لطف و تفضل الهی است. درهای رحمت خداوند در این ماه شریف باز است تا انسان از این ماه به عنوان یک فرصت طلایی بیشترین استفاده را در راه هدف ببرد؛ هدف نهایی قرب الی الله است. هدف نهایی، رساندن دست ما به فاطمه زهرا و امیر المؤمنین (ع) است. از شفاعت و محمد و آل محمد (ص) بهره مند شدن است. همان طور که در دنیا دست به دامان اهل بیت و پیامبر و قرآن می شویم، در عالم برزخ و قیامت نیز مشمول عنایات و شفاعت آن ها می شویم.

در این ماه فرصت های بسیار گرانسنگی نظیر شب های قدر و شب ها و روزهای جمعه است. در هفته ای که در پیش داریم سه شب قدر و یک شب و روز جمعه از ماه رمضان باقی مانده است. خوشا به سعادت کسی که این فرصت طلایی، این بهار عبادت و معنویت، این بهار اخلاص و اخلاق را قدر بداند. از تمام لحظات، سحرها و افطارها بیشترین و بهترین استفاده ها را بکند.

امام سجاد (ع) در دعای 44 صحیفه سجادیه به راههایی که خداوند برای بندگان خود برای رسیدن به کمال اشاره می کند. این فرصت طلایی را در ابعاد مختلف بیان می کند. جالب این جاست که ماه رمضان فقط بعد فردی و بحث روزه مطرح نیست. روزه باید همراه با صله ارحام، نماز جماعت، شب های قدر، ابواب توبه، احسان و نیکوکاری و خدمت به دیگران است. یک کتاب با صدها باب است. همه این کتاب، کتاب صیام، کتاب قیام، کتاب امیر المؤمنین (ع) و امام مجتبی (ع) است. البته در راس همه، ماه قرآن است. عظمت این ماه به خاطر نزول قرآن است. عظمت شب قدر به خاطر نزول قرآن است. قرآن کریم کلام خداست. بزرگترین و با عظمت ترین و با ارزش ترین مخلوق خداست. نور خدا و حجت خدا در میان بندگان است. معجزه ی جاودانه ی پیامبر اکرم (ص) است. کتاب زندگی، حیات و دین و دنیا و آخرت است.

تلاوت، قرائت، تفسیر، ترجمه و انس با قرآن، احیای شب های قدر با قرآن و ... را باید قدر دانست. از همه با عظمت تر خود قرآن کریم است. امام (ع) در دعای 44 صحیفه می فرماید:

وَ شَهْرَ الْقِيَامِ «الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ، هُدىً لِلنَّاسِ، وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ»

خداوند در سوره مبارکه بقره هنگام تعریف از ماه رمضان سخن می گوید آن را ماهی معرفی می کند که به برکت نزول قرآن این همه عظمت دارد.

قرآن نیز، هدایت برای بشریت است. انسان را از زمین خاکی با افلاکیان همنشین میکند و دست ما را به دست امیر المؤمنین امام المتقین علی بن ابی طالب (ع) قرار دهد. ماه رمضان برای این است که دست ما را بگیرند و به دست فاطمه اطهر قرار دهند. ماه رمضان برای این نیست که انسان فقط گرسنگی بکشند بلکه برای اتصال دلها به خداوند و اولیای خدا است. انسان را آماده ی مقامات قرب و منازل اولیا کنند. ماه رمضان برای چنین اهدافی است. این ها مقدمات است. هدف این است که انسان قدر خود را، ارزش انسانیت و نعمت های خدا را بداند. اگر این انسان همچنان در نطفه ی پدر و مادر خود می ماند و به این دنیا نمی آمد، ارزشی نداشت. خداوند به انسان این همه فهم، عقل، شعور، احساس و عاطفه داده است و باید قدر آن را بداند. زمانی که انسان بیمار می شود یا به مرحله ی پیری می رسد حتی نزدیکان خود را نمی شناسد. آن چه ارزش دارد این است که خود انسان به مقام سلمان ها و مقدادها برسد و قدر خود و فرصت ها را بدهد. جوانان عزیز ما همه قدر بدانند. ما در دنیای عجیبی گرفتار هستیم. در دنیایی که تیشه برداشته و به معارف دینی، اسلامی، ولایی و ... می زنند، ترویج باطل و فساد می کنند، ما دانسته یا نادانسته با آن ها همراهی می کنیم. فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و ... تیشه برداشته اند و تلاش دارند به ریشه ی اعتقادات مردم به اسلام و پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) می زنند. باید در برابر این همه موج خروشان فساد و فحشا و منکرات و بی بند و باری، روابط نامشروع و بسیاری از مفاسدی که گاهی انسان از گفتن آن ها نیز شرم می کند، هوشیار بود

خداوند ما را مورد عنایت قرار داد است که ما را نیز در حد اولیای خدا قرار داده است. این نعمت کمی نیست. خوشا به سعادت کسانی که فرصت های نورانی را قدر بدانند و از این فرصت های با عظمت در راه قرب الی الله، شب زنده داری، شکر گذاری، توبه و انابه، گریه به درگاه الهی، عشق به خدا و اولیای خدا استفاده کنند. فردا دیر است. عمر دنیا یک خواب است و به اندازه ی چشم به هم زدنی می گذرد. دیروز مردم شعار می دادند و می خواستند امام (ره) به ایران بازگردد و امروز 37 سال از آن ماجرا می گذرد. دیروز شهید بهشتی در حزب شهید شد و امروز 35 سال از آن ماجرا می گذرد. 35 سال، میانگین عمر نافع انسان است. عمر انسان تا 20 سالگی خیلی نافع نیست. 15-10 سال آخر عمر نیز بازدهی زیادی ندارد. میانگین عمر مفید جامعه 35 سال است. اگر مانند ماشین سربازها در جاده ی نیریز در جاه پرتاب نشود که تعدادی از جوانان کشته و مجروح شوند. این جوانان در جبهه نبودند که با گلوله دشمن کشته شوند، آن برادر سرباز تصور چنین حادثه ای را برای خود نمی کرد و حتی چنین مسئله ای به ذهن پدران و مادران آن ها خطور نمی کرد. گاهی انسان به جبهه می رود و به شهادت می رسد، یک ارزش است. جوانی که دوره ی آموزشی خود را در پادگان کرمان پشت سر گذاشته است و برای مرخصی می رود در راه تصادف می کند. این عمر دنیاست و خبر نمی کند. البته خدا مقصر نیست، راننده، دستگاههای نظارتی، پلیس و ... همه باید مراقب باشند. وقتی راننده ای معتاد باشد یا کالا و افراد قاچاق سوار می کند و به جای 40 نفر، 53 نفر را حمل می کند نباید انتظار داشت. اسلام، امانت داری، صداقت را تبلیغ می کند. اسلام می گوید قاچاق و آدمکشی و ... حرام است. اگر واقعاَ دستورات اسلام عمل میشد کشور داغدار جوانان خود نبود. اسلام برای این است که سلامت ظاهری، باطنی، خانوادگی و فرزندان و سلامت دین و دنیا و آخرت انسان تضمین شود.

برادران و خواهران گرامی در آستانه ی شب های بزرگ قدر. شب های ضربت خوردن امیر المؤمنین (ع) قرار گرفته ایم. باید قدر این فرصت بسیار پربرکت را بدانیم. از حالا برای این شب ها، دعا و احیا برای این شب ها، تلاوت قرآن، نمازهای مستحب، صله ارحام، خدمت به نیازمندان، فقرا و محرومین، طلب حلال کردن از دیگران، رضایت دیگران را تأمین کردن و ادای دین آماده شود. شرط هر نوع موفقیتی توبه است. برای کاشت گندم، باید ابتدا زمین را آماده کرد. زمین آلوده و سنگلاخ، نمی توان گندم کاشت. باید ابتدا آمادگی پیدا کرد. دل انسان، جان و روح را با توبه از گناهان شستشو داد. قلب، ذهن و فکر خود را شستشو دهیم. ذهن و فکر برای فیوضات الهی آماده شود. باید قدر دانست. مشخص نیست که خداوند برای سال آینده نیز به ما عمر بدهد اما نمی توان کار امروز را به فردا واگذار کرد. نمی توان به امید سال دیگر، امروز را واگذار کرد. اگر امروز بگذرد دیگر باز نمی گردد. فردا نیز مشخص نیست که در اختیار ما باشد. باید لحظات حال را غنیمت شمرد. شب های قدر و لحظات نورانی و وقت نمازهای واجب را باید قدر دانست. هیچ کس برای زنده بودن برای یک ماه و چند ماه بعد تضمینی ندارد. همه باید دعا کنند که خداوند انشاءالله سلامت و طول عمر و برکت و خیر بدهد. این ها بد نیست. امام سجاد (ع) نیز به ما آموخته است:

وَ عَمِّرْنِی مَا كَانَ عُمُرِی بِذْلَةً فِی طَاعَتِكَ، فَإِذَا كَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیْكَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَیَّ، أَوْ یَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَیَّ

خدایا به من عمر بده مادامی که عمر من در راه عبادت باشد. به شرطی که مرتع و چراگاه شیطان نباشد. عمر ما کانون نور خدا باشد نه چراگاه شیطان باشد. عزیزان من برای شب های قدر آماده شوید. فرزندان خود را نیز به این کار و احیای شب قدر تشویق کنید. سوره توحید و قدر بخوانند. شبهای ماه رمضان هر شب هزار بار سوره ی قدر سفارش شده است. نثار روح امیر المؤمنین (ع)، برآورده شدن حاجات، سلامتی امام زمان (عج) و.. قرآن بخوانید. نمازها و دعاهایی که وارد شده را بخوانید. ذکر یونسیه را بخوانید: لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّي کُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ[5]؛ «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!

اگر یونس پیامبر (ع) در شکم ماهی دریا این ذکر را نمی گفت خداوند او را نجات نمی داد.

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادي‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّي کُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ؛ و ذا النون [یونس] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت و چنین می پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ی متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!» ما دعای او را به اجابت رساندیم و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم!

فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحينَ* لَلَبِثَ في‏ بَطْنِهِ إِلي‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ [6]؛ و اگر او از تسبیح کنندگان نبود ... تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند!

چون یونس اهل ذکر و تسبیح خدا بود، خداوند به او عنایت کرد و او را از غم نجات داد.

باید با گریه و توبه و انابه، با اشک به درگاه الهی رفت. باید از خدا خواست و مناجات کرد. خداوند خود وعده فرموده است: وَ کَذلِکَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ

انشاءالله شب های قدر را قدر بدانید. این شب ها شب های عشق به محمد و آل محمد (ص) است. باید تلاش کرد تا هر چه بیشتر با سیره ی اهل بیت (ع) آشنا شد. باید از این فرصت ها استفاده کرد.

اساس در این شب ها این است که انسان، خود را، نفس خود را، دنیا و آخرت و رابطه ی خود را با خدا اصلاح کند.

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ

 

 

خطبه دوم

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُلِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعِينُهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَسْتَهْدِيه ِوَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِأَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِي اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنّ َمُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ انْتَجَبَهُ لِوَلَايَتِهِ وَ اخْتَصَّه ُبِرِسَالَتِهِ وَ أَكْرَمَهُ بِالنُّبُوَّةِ أَمِيناً عَلَى غَيْبِهِ وَ رَحْمَةً لِلْعَالَمِ. اُوصيکُم عِبادَالله وَ نَفْسی بِتَقْوَی الله و اُخوّفکُم مِن عِقابِه

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، سید المرسلین وَ امام المتقین وَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلِّ عَلَى عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ [الزَّهْرَاءِ] سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَیِ الرَّحْمَةِ وَ إِمَامَیِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَصَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ عَلِیِ ّبْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ الْخَلَفِ الْهَادِی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلَى عِبَادِکَ وَ أُمَنَائِکَ فِی بِلادِکَ. اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍکَریمَة، تُعِزُّ بِهَا الاِسْلامَ وَاَهْلَهُ، وَ تُذِلُ ّبِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ، وَ تَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِکَ، وَ الْقادَةِ اِلى سَبیلِکَ

برادران و خواهران عزیز! همه شما و نفس حقیر خودم را به تقوای الهی توصیه می کنم. این ماه شریف رمضان المبارک ماه دعاست و عجیب ترین آیه مربوط به دعا در خلال آیات مربوط به روزه است. زمانی که خداوند در آیه 184 و 184 دستور روزه را می دهد، در آیه 186 در مورد دعا سخن می گوید:

وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ؛ و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می خواند، پاسخ می گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!

 در این آیه یک سطری، 7 بار ضمیر متکلم وحده به طرق مختلف به کار رفته است. انسان اگر به درگاه الهی توسل جوید مطمئنا فیض و رحمت و عنایت خداوند شامل حال او خواهد شد. خداوند دست رد بر سینه ی بندگان خود نمی زند مگر این که انسان، قابلیت نداشته باشد. مخصوصاً این شب های با عظمت قدر، با توسل به ذیل عنایت امیر المؤمنین (ع) دعا کنید.

درباره ی اهمیت دعا روایات زیادی آمده است. دعا همه چیز ما و گنج بی بدیلی است. باید قدر این شب ها را دانست. روایتی که سند بسیار خوبی دارد نقل شده است:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ قَالَ هُوَ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الدُّعَاءُ قُلْتُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ قَالَ الْأَوَّاهُ هُوَ الدَّعَّاء[7]

ابو جعفر باقر (ع) گفت: كلام خداوند عز و جل كه مى‏گويد: «حقا آنان كه از پرستش من سر برتابند به زودى با رسوائى و خوارى وارد دوزخ گردند». عبادت و پرستش يعنى دعا و نيايش. نيايش بالاترين جلوه پرستش است. من كلام خدا را مطرح كردم كه مى‏گويد: «همانا كه‏ ابراهيم غمگسارى شكيبا بود». ابو جعفر گفت: يعنى از كيفر مردم متاسف و غمناك مى‏شد و براى آنان با تضرع و زارى دعا مى‏كرد.

ابراهیم (ع) بسیار دعا کننده بود. در برخی روایات در مورد امیر المؤمنین (ع) نیز همین کلمه ی "دَّعَّاء" به کار رفته است. یعنی امیر المؤمنین (ع) و اهل بیت (ع) وجودی اواه حلیم داشتند. شما عزیزان این شب های عزیز را که شب قرآن، ولایت، امام زمان (عج)، عشق به مولا امیر المؤمنین (ع) و.. قدر بدانید و در حق همه برادران و خواهران، همه نیازمندان و مسلمانان دعا بفرمایید.

انشاءالله شبها و روزهای قدر را قدر دانسته و استفاده شود.

این هفته، هفته ی قوه قضائیه است. یک مناسبت از این هفته انقلاب سوم و شهادت شهید بهشتی و یاران ایشان است. دشمنان لیبرالیسم، التقاطی و منافق، به خوبی تشخیص دادند که چه شخصیت های بزرگی را از ملت و کشور ما بگیرند. شهید مطهری و شهید مفتح را به شهادت رساندند. روز 6 این ماه مقام معظم رهبری را در مسجد اباذر ترور کردند. خداوند نمی خواست ایشان از دست ما برود. شب هفتم نیز، منافقین و لیبرالها محل حزب جمهوری اسلامی ایران را منفجر کردند و بیش از 70 نفر از بهترین بندگان خدا و پاک ترین و مخلص ترین انسان ها در جریان حزب و در سایه ی شخصیتی بسیار بزرگوار به شهادت رسیدند. شخصیتی که از خانواده بسیار اصیل بود، مادر ایشان دختر یکی از مراجع بزرگ به نام محمد صادق خاتون آبادی و پدر ایشان نیز از خانواده ی سادات و بزرگان بود. خون این بزرگواران باعث شد که اسلام فقاهت، ولایت فقیه، وحدت ملی تثبیت شود. جریان های منافق و لیبرالیسم که مانند کفی روی آب بودند از دامنه ی انقلاب زدوده شوند. انقلاب از شر آن ها آسوده شود و با هواپیما به فرانسه فرار کنند. از سوی دیگر جریان های حزب اللهی و انقلابی و مؤمن بودند که سرانجام پیروزی در جبهه های جنگ و اقدامات بسیار موثری حاصل شد. وحدت کلمه و انسجام داخلی ایجاد شد. مردم با آن عظمت قدرشناسی کردند و میلیون ها نفر در عزای شهید بهشتی و یاران ایشان اشک ریختند و عشق ورزیدند و مرگ بر منافقین و لیبرال ها گفتند. بدون خون پاک شهید بهشتی و یاران ایشان، جریان لیبرالیسم و منافقین از دامان این ملت پاک نمی شد. منافقین، 17 هزار نفر را در کشور شهید کردند و هر کس در هر پیشه و کاری بود را شهید می کردند. کشور ما قربانی تروریسم است. اگر منافقین مجال بیشتری پیدا می کردند بسیاری از افراد مؤثر، پاک و خدمتگزار را به شهادت می رساندند. جریان حزب و شهادت شهید بهشتی و یاران ایشان موجب شد که جریان انقلاب خالص شود و راه و مسیر آرمان های امام (ره) هموار شود و جریان های دیگر زدوده شوند.

شهید بهشتی معمار قوه قضاییه و معمار قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. نایب رئیس مجلس خبرگان در قانون اساسی شهید بهشتی بود ولی مدیر و رئیس واقعی بود. قانون اساسی با همت، تدبیر، هوشیاری و آگاهی او به انسجام و انضمام رسید. شهید بهشتی در خدمات تأسیس سپاه، حزب، نهادهای انقلابی و ... نقش داشته است. قوه قضاییه ای که شهید بهشتی ترسیم کرد قوه ای پاکدست و پاک سرشت، عدالت خواه و عدالت پرور، امین، صادق و وفادار و خدمتگزار بود.

بنده از سال 1340 با شهید بهشتی مانوس بودم. زمانی که از آلمان بازگشتند از سال 1349 دوباره ارتباط ما با ایشان تا شهادت برقرار شد. خوشا به سعادت شهدا و یاران عزیزی که با آن شهسوار بزرگ ایمان و عشق و ایثار به ملکوت اعلی پرواز کردند. ایشان انسان بسیار با عظمتی بود. سال ها طول می کشد تا یک ملت، شهید بهشتی ها، شهید مطهری ها، امام راحل ها و آیت الله بروجردی ها و.. به وجود بیایند. امکان به وجود آمدن چنین شخصیت هایی به راحتی وجود ندارد و زمان لازم است.

امیدواریم قوه قضائیه در انجام وظایف محوله موفق باشد. همان آرمان هایی که در قانون اساسی مخصوصاً در زمینه ی پیشگیری مطرح شده است را پیگیری کند. پیشگیری بهتر از درمان است. اگر کسی معتاد شود، به راحتی قابل بازگشت به زندگی گذشته نیست ولی اگر پیشگیری شود هزینه ی زیادی جامعه تحمیل نمی شود. یکی از وظایف بسیار مهم قوه قضاییه پیشگیری است. وظیفه ی دیگر این قوه، نظارت است. اگر نظارت دقیق بود، چگونه حقوق های کذایی و نجومی ولو در میان درصد کمی از جامعه به وجود آمده است. اول انقلاب، تصویب کردیم که رتبه های حقوقی یک تا پنج باشد. بعدها برخی افراد یک تا هفت را مطرح کردند که این نیز ممکن است قابل قبول باشد. به عنوان مثال اگر حداقل حقوق یک و نیم میلیون است، حداکثر حقوق ده میلیون باشد که تعداد آن زیاد نیست. متأسفانه برخی بانک ها، شرکت ها و کسانی که دست آن ها به بیت المال دراز است، شرکت های وابسته به تأمین اجتماعی، بیمه ها و شرکت هایی که به قولی خصولتی شده اند و نظام های پرداخت آن ها هیئت امنایی است پاداش ها و عیدی ها و حقوق های نجومی را در فیش ها مرقوم می کنند. اگر این امکانات عادلانه توزیع می شد شاید بسیاری از خانواده ها دچار فقر نمی شدند.

بنده در مجلس اول، رئیس کمیسیون کار و استخدام بودم. در آن جا بحث کارمزدی مطرح بود که پول در برابر کار باشد. باید به این سمت رفت که در این صورت عدالت برقرار می شود. برخی کاری انجام نمی دهند و توقعات بیجا دارند. دریافت ها و پرداخت ها باید مستقیم و غیر مستقیم مشروع و شرعی باشد.

اگر بنده که از طرف مقام معظم رهبری در استان مرکزی اختیاراتی دارم، از امکانات به هر طریق سوء استفاده کنم، دور از انصاف است. این کارها ظلم به خون شهدا و امام راحل (ره) است. امیدوارم بازرسی کل کشور، دولت محترم و.. مسائل را جدی بگیرند. حقوق ها و دریافتی ها، پاداش پایان خدمت نیز همین طور است و نباید تفاوت ها زیاد باشد. مگر تا پایان سال 94 نقدینگی این کشور بیش از هزار هزار میلیارد تومان اضافه نشده است. نقدینگی تورم خفته است. با چاپ اسکناس، هیچ ملتی آباد نمی شود. ابادی کشور با تولید، فعالیت سالم اقتصادی است. اگر هزار بار در مورد اقتصاد مقاومتی شعار بدهند فایده ندارد. اقتصاد مقاومتی یعنی نباید اسراف و تبذیر کرد، باید کار کرد. ملت ها با کار سربلند می شوند. اگر ژاپن توانست بعد از جنگ دوم جهانی بر تمام مشکلات پیروز شود به برکت کار بود.

این همه در مورد کار و لقمه ی حلال در اسلام تأکید شده است. لقمه های شبهه ناک خسارت است که در این صورت فرزند او، و ناموس او شبهه ناک است. لقمه ی حلال با عرق جبین و خون دل خوردن و زحمت کشیدن به دست می آید. این وظیفه ی همه ما اعم از طلبه تا همه مدیران دیگر و.. است. اگر برخی در ادارات، افراد کار و خدمت خاصی ارائه نمی دهند بدانند حقوق آن ها شبهه شرعی دارد و اشکال دارد. همه موظف هستند در برابر پولی که دریافت می کنند کار مفید و منافع به نفع بیت المال ارائه دهند.

أن أمير المؤمنين ع كتب إلى عماله أدقوا أقلامكم و قاربوا بين سطوركم و احذفوا عنی فضولكم و اقصدوا قصد المعانی و إياكم و الإكثار فإن أموال المسلمين لا تحتمل الإضرار [8]؛

اميرالمؤمنين (ع) به كارگزارانش نوشت [براى نامه نويسى] مدادهای خود را باريك بتراشيد و سطرهایتان را نزديك هم كنید و جمله‏هاى زيادى خود را حذف كنيد، اصل موضوع را به نظر آوريد و از زیاده نويسى بپرهيزيد زیرا كه دارائى مسلمانان نبايد ضررمند شود.

همه در برابر بیت المال مسئول هستند. شرکت های خصوصی و دولتی و نیمه دولتی که با پول بانک ها دچار ورشکستگی می شوند باید به این مسائل دقت کنند. اگر ورشکست می شوند چگونه حقوق 50 میلیونی برای خود قائل می شوند.

در سال 2006 به کره جنوبی رفته و از هیوندای بازدید کردم. مدیر عامل آن که دکترای ماشین سازی از معتبرترین دانشگاههای امریکا را داشت می گفت من حقوقی دریافت نمی کنم تا شرایط شرکت به حال خوب برسد. این فرد غیر مسلمان بود. لباس او مانند کارگرها لباس پوشیده بود و اصرار داشت ایران فقط یک هفته از آن ها ماشین بخرد تا از بحران نجات پیدا کند.

اگر این کشورها توانستند بر مشکلات خود پیروز شوند به خاطر زحمات زیاد است. اسلام این همه بر کار و تلاش تأکید کرده است. ما که به امیر المؤمنین (ع) افتخار می کنیم باید بدانیم که تمام زندگی علی (ع) کار و جهاد است. اگر شمشیر را از دست علی (ع) گرفتند، او به سراغ کشاورزی رفت.

در 25 سالی که امیر المؤمنین (ع) خانه نشین بود، به آبادانی زمین ها تلاش کرد و شاگردان زیادی تربیت کرد. به ایتام کمک می کرد. این امام ماست. باید قدر بدانیم. انشاءالله امیدوارم این موضوع با جدیت دنبال شود و نمایندگان محترم یک پایه اساسی و قانون مدار را برای آن پایه ریزی کنند. برای همه کارها، پاداشها و حقوق ها سقف تعیین کنید. این سخنان برای همه مردم، مجلس و ملت و دولت و.. است. اگر کسی مانند بنده این سخنان را نگوید چه کسی می گوید. زبان ما زبان رسایی است که باید این حرفها را بزند. با چاپ پول و فروش نفت، کشور به اقتصاد مقاومتی نمی رسد.

نکته ی دیگر در مورد آیت الله شیخ عیسی قاسم است. این روحانی بزرگوار، مؤمن، عابد و زاهد و پاک و خدمتگزار بحرین است. بحرین، هزار سال است که در خدمت اهل بیت (ع) است. در آن جا صدها عالم فرهیخته و بزرگ تحویل اسلام شده و می شود. مراسم عزاداری مردم بحرین برای امام حسین (ع)، از مراسم های کشور ما با شکوه تر است. آل خلیفه متعصب وهابی انگلیسی مزدور با همدستی آل سعود ملعون، 5 سال است که جوانان را می کشند و زندانی می کنند و حال به دستور شاه سعودی، شیخ عیسی قاسم سلب تابعیت از بحرین شده است. اگر معاویه و یزید موفق بود، آل سعود و آل خلیفه و داعش نیز موفق می شوند. این ها تیشه به ریشه ی خود می زنند که معلوم نیست از کجا آمده اند. آیت الله شیخ عیسی قاسم به هر کجا برود، مردم خاک کفش ایشان را توتیای چشم خود می کنند. ال سعود، شیخ باقر النمر را به شهادت رساندند و او، قدیسی در عالم اسلام و تشیع شد. دشمنان شیخ زکزاکی را مصدوم کردند و فرزندانش را کشتند. ام الفساد این مسائل آل سعود ملعون است. باید بدانند اسلام با این جنایت ها روز به روز رونق پیدا می کند.

امام (ره) نیز این جمله را نقل می کند: الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقا

آیا می شود دولتی، شیخ و بزرگ قوم خود را، سند عزت و شرف خود را از کشور خود بیرون کند. این بزرگترین ننگ برای آل خلیفه، آل سعود و مجامع بین المللی است که در برابر این قبیل جنایات سکوت می کنند.

جمعه آینده روز قدس است. یاد امام (ره) و شهدای قدس و ملت مظلوم فلسطین بخیر باد. مردم کشور عزیزمان به خاطر فرمان امام و رهبر و وجدانشان، فرمان شرفشان یکپارچه بلکه در سراسر عالم در حمایت از ملت مظلوم قدس و فلسطین به پا خواهند خواست. در راهپیمایی با عظمت و با شکوه و حماسی روز جمعه آخر ماه رمضان به عنوان روز قدس چنان عظمتی خواهند آفرید که بر تن صهیونیست های غاصب لرزه بیفتد. به ملت فلسطین نشان خواهیم داد که تنها نیستند و ملت ایران و پیروان اسلام و اهل بیت (ع) با آن ها همراه هستند. این وظیفه دینی و وجدانی ماست؛

مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی یا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم[9]؛ کسى که صداى انسانى را بشنود که فریاد مى زند: اى مسلمانان به دادم برسید و کمکم کنید، کسى که این فریاد را بشنود و پاسخ نگوید، مسلمان نیست.

مسلمان واقعی با مسلمانان دیگر همراه و همدرد و هم صداست. قطعا خداوند نیز کمک خواهد کرد.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْکُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ[10]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می کند و گامهایتان را استوار می دارد.

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَعْطَيْناکَ الْکَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ * إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ

 


[1]. شرح اصول کافی، مولی صالح مازندرانی، ج‌۴، ص‌۲۲۸؛ الجواهرالسنیة، ص‌۳۶۱؛ رسائل کرکی، ج‌۳، ص‌۱۶۲؛ شرح الاسماء‌الحسنی، ج‌۱، ص‌۱۳۹، ۲۰۲ و ۲۴۹؛ ج‌۲، ص‌۴۹ و ۶۷.

[2]. ذاریات، 56

[3]. نساء، 145

[4]. عصر، 1 تا 3

[5]. انبیا، 87

[6]. صافات، 144 و 145

[7]. الكافی، ثقة الاسلام كلینی ج‏۲ ص ۴۶۶؛ وسائل‏الشيعة، شیخ حر عاملی، ج ۷، ص ۳۰؛ إرشادالقلوب، دیلمی، ج ۱، ص ۱۴۸.

[8]. الخصال، شیخ صدوق ج ۱ ص ۳۱۰؛ وسائل‏الشيعة، شیخ حرعاملی، ج ۱۷، ص ۴۰۴؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج ۴۱، ص ۱۰۵

[9]. کافى، ج 2، ص 164، حدیث 5 (دار الکتب الاسلامیة)؛ وسائل الشیعه، ج 15، ص 141، حدیث 20169 (چاپ آل البیت).

[10]. محمد (ص)، 7


دسته بندی

مسئول سایت


    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

     

     
     

    مطالب ویژه




    آخرین اخبار شهرستان ها